یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ - 15:24 - علی صفری -
دنیا بدون تو فقط یک چیز کم داشت
دلتنگی و دلشوره و دلمرده هم داشت
دنیای من عشق تو را کم داشت ، باشی
با بودن تو لااقل امّیــد هم داشت
هر شب برای دیدنت بارید باران
جغرافیای حسرت تو بوی نم داشت
یاد تو افتادم ولی هر روز مُردم
حال و هوای بعد تو انگار سم داشت
فرمانروای عشق بودی لا مروّت
تاج نگاه نافذت بر ما ستم داشت
فرعون چشمانت چه بی رحمانه می رفت
حتماٌ فراموشش شده اینجا هرم داشت
هی زیر لب گفتم نرو ! امّا ندیدی
هنگام رفتن اشک من صدها قسم داشت..
...
ملهم از بیت زیبایی از استاد گرامی ام بانو اوجی ملکه ی شعر و غزل
وقتی نبودی کائنات انگار غم داشت
منظومه ی شمسی دوتا خورشید کم داشت...
تنهایی ام را یاد می گیرم