سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹ - 7:41 - علی صفری -
پریشونم غم انگیزم خرابم
دلم تنگه برای ماهتابم
دعا کردم به خواب ما بیاید
دریغا که نمی تونم بخوابم
باید باشی که ما بی تو محالم
گره خورده به دنیای تو حالم
اگر پیچیده میشه حال و روزم
به زلفون تو پیچیده خیالم
نشسته عشق تو در استخوانم
خیالت را گرفته آشیانم
بازم پیراهن آبی تنت کن
که ما جلد همین یک آسمانم
دلم تنگت شده باید ببارم
پناهی جز خیال تو ندارم
شبیه زلف تو حالم پریشون
سیاهه مثل زلفات روزگارم
چشای تو منو دیوانه کرده
خودم رو با خودم بیگانه کرده
نسیم عاشقی پیچیده تو شهر
میگن دلبر موهاشو شانه کرده
چه باشی چه نباشی بی قرارم
چشات از ما گرفته اختیارم
به قدری پرت چشماته حواسم
خودم رو پیش تو جا می گذارم
اگه دریا بشی ما رود میشم
به ابعاد تنت محدود میشم
گلم! بعدا نگی ما بی گناهم!
نگات کم شه ازم نابود میشم
دلم پرواز خواستش پر نیاورد
برای من کمی باور نیاورد
دمار از ما در اوردش ولی حیف
یه لحظه روسربشو در نیاورد
بیا داغ تو مانده بر لبانم
چنین بودم ولی با تو چنانم
شب ما رو به روزم وصل کرده
خیال دست تو در گیسوانم
چشات باید فقط ما رو ببینه
خیال با تو بودن دلنشینه
اگه راهت بیفته سمت خوابم
حسابت با کرام الکاتبینه
تو عطر گندمی ما عطر سیبم
با هر چی که دوسش داری رقیبم
شبیه بادی که لای موهاته
ازت دیوانه بودن شد نصیبم
دل ما رو شبیه باد بردی
به سوی نا کجا آباد بردی
ما یادم نیست قبل از تو کی بودم
تو حتی اسممو از یاد بردی
توی چشمام بارونی نمونده
واسه دردام درمونی نمونده
تا جون دارم میشینم چش به راهت
حلالم کن اگر جونی نمونده
یه کم دوبیتی بخونیم با لهجه شیرازی!
#علی_صفری
تلگرام
@Alisafariofficial
اینستاگرام
https://www.instagram.com/alisafariofficial