ای کاش جز من با تمام شهربد بودی
یا شیوه تسکین قلبم را بلد بودی
شاید خدا می بخشدم،از او که پنهان نیست
منظورمن از "قل هو الله و احد" بودی
من مثل تو طعم رهایی را نفهمیدم
وقتی که توی سینه ام حبس ابد بودی
تنها دلیل زنده بودن با تو ماندن بود
اما همیشه آن کسی که می رود بودی
برگشته بودم تا بگویم بی تو می میرم
برگشتم اما دیر شد... تو نامزد بودی
تنهایی ام را یاد می گیرم