یکشنبه بیستم آبان ۱۴۰۳ - 7:33 - علی صفری -
عمرش به ابد نیست پریشانی ما هم
آرام بگیرد دل بارانی ما هم
یک لحظه اگر درد، نگیرد خبر از ما
شاید برسد عشق به ویرانی ما هم
باران بزند رقص کنان راه بیفتیم
برپا بشود جشن خیابانی ما هم
بر صورت دلسوخته هایش اثرش هست
خط می کشد این عشق به پیشانی ما هم
ما را نشنید عشق و از این عشق شنیدیم
یک آه فقط بود سخنرانی ما هم
ای عمر به جز حسرت و اندوه چه داری
شاید برسد وقت پشیمانی ما هم
یک روز می آید که به تقدیر بخندیم
عمرش به ابد نیست پریشانی ما هم
#علی_صفری
پی نوشت:
ای عشق بترس از دل دیوانه که روزی
بیرون بزند آن رگ آبانی ما هم
تنهایی ام را یاد می گیرم