شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۹ - 10:36 - علی صفری -
فکر کن تشنه یک لحظه نگاهش باشی
برود با کسی و چشم به راهش باشی
فکر کن قصد کند دشمن جانت بشود
و تو سرباز ترین مرد سپاهش باشی
مثل سرباز زمین خورده رهایت بکند
تا نفس هست ولی پشت و پناهش باشی
دیگری دست به دور کمرش حلقه کند
تو ولی شیفته ی صورت ماهش باشی
پیش چشم همه لب روی لبش بگذارد
آرزو داشته باشی که گناهش باشی
فکر کن معتقد خوشگذرانی باشد
و تو با چشم تر و بغض، گواهش باشی
گریه ات کاسه اشکی بشود پشت سرش
برود با کسی و چشم به راهش باشی
#علی_صفری
تنهایی ام را یاد می گیرم